ایلام، راسان خبر_ صدای گریه بچه که فضای بیمارستان را پر کرد، هق هق مادر جای شادی و خوشی همه را مبهوت و متحیر کرد، انگاربا قطع شدن بند ناف، زندگی زن از فرزندش هم جدا شد، به زمین و زمان چنگ می انداخت فریاد می زد، بچه ام را نبرید…

۸۲۱۵۳۰۳۲-۷۰۸۷۱۵۶۳

 هنوز سالگرد ازدواجشان نرسیده بود که چهل روز قبل از به دنیا آمدن اولین فرزندشان همسر فاطمه در اثر سانحه تصادف جانش را از دست داد و تازه عروس نگون بخت با بچه ای در راه روانه خانه پدر شوهرش شد تا پس از به دنیا آمدن بچه مجددا به خانه پدری اش باز گردد.
چهل شب، انگار چهل هزار سال بود در غم عزای همسر و انگار کمتر از چهل ثانیه برای دوری از فرزند، پدر شوهر و مادر شوهرش، جوانی زن و نامحرمی او با دیگر پسران مجردشان را بهانه کرده اند و به صراحت اعلام کردند که پس از تولد فرزند باید فاطمه به خانه پدرش برود یا همسر برادر شوهرش شود.
انگار کسی از تولد این بچه معصوم که دست غدار روزگار پدرش را گرفته بود و اکنون تعصب کور و جاهلانه، مادرش را از او می گرفت، خوشحال نبود، تا ماما خواست خبر تولد فرزند را به مادربزرگش بدهد زن با چشمانی متورم و سرخ گفت: کاش بچه و مادرش هم می مردند، من با دوری دخترم از بچه اش چه کنم!!!
مادر شوهر فاطمه و یکی از جاری های فاطمه بچه را در قنداق پیچیدند و پس از تزریق واکسن بدون اینکه در انتظار مرخص شدن فاطمه شوند بیمارستان را ترک کردند.
فاطمه مانده بود و غم و غصه ای به اندازه همه دنیا، پرستارهای بخش به محض در جریان قرار گرفتن ماجرا سعی در التیام زخم های دل فاطمه داشتند و حرفی برای تسلی اما به راستی چه چیز تسلی بخش دل فاطمه می شد…
زندگی در ورق ورق روزگار خود قصه های تلخ و شیرین زیادی دارد و خود آدم ها به عنوان بازیگران این قصه ها در تلخی یا شیرین ها نیز نقش دارند.
گاهی خودخواهی، توقع بی جا، زیاده خواهی، چشم و هم چشمی و همه آنچه که می توان تعصب و نابخردی اعلام کرد در بروز بسیاری وقایع تلخ و تغییر سرنوشت بسیاری از آدم ها موثر دانست.
بی شک سرگذشت فاطمه و فاطمه های دیگری که در برخی مناطق دور افتاده در روستاهای دور و نزدیک که اسیر بازی خودخواهی و جاهلانه برخی انسان ها می شود، قصه دردناک دوری مادر از فرزند و به جای ماندن نشانه ای از درد و رنج زنان بی سرپرست و تنها بسیار تاسف بار است و هر انسان آزاده ای را رنج می دهد.
اما این واقعیتی تلخی است که هر از گاهی در جامعه رخ می دهد و پیامدهای نامناسبی برای زنان بی سرپرست و فرزندان آنها از خود به جای می گذارد هرچند قانون این روزها به داد دل این مادران جوان بیوه رسیده است اما باز بسیاری از این زنان به واسطه دوری از شهر و آگاهی نداشتن به قانون تسلیم بازی سرنوشت می شوند و جز تن دادن به این شرایط دشوار چاره ای ندارند.
یک کارشناس اجتماعی گفت: متاسفانه بسیاری از حوادث و سرنوشت های تلخ که برخی از زنان سرپرست خانوار با آنها مواجه اند، ناشی از نا آگاهی آنان به حق و حقوق خود و نیز مشکلات اقتصادی و فرهنگی است.
دیانا کریمی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهارکرد: با یک بررسی اجمالی می توان دریافت که بیشتر زنان خود سرپرست به واسطه مشکلاتی که در جامعه برایشان به وجود می آید، دارای بیماری های مزمن روحی و روانی می شوند که این امر با علایمی همچون سردرد، ناراحتی های گوارشی، افسردگی و… بروز می کند.
وی گفت: شمار زنان بی سرپرستی که به ما مراجعه می کنند، همواره از بیماری های مفصلی، سردرد، بی میلی به زندگی، نا امیدی، نگرانی از آینده فرزندان و مشکلات روحی شکایت می کنند که این علایم بیشتر به دلیل فشارهای روحی و روانی است که متحمل می شوند.
وی افزود: اکنون فرهنگ و دید مردم بسیار تغییر کرده و به این زنان خود سرپرست به دیده تحقیر و ترحم نگاه نمی کند و آنان را به گونه ای در قالب یک فرد توانمند باور کرده و به وی احترام می گذارند.
وی اضافه کرد: در برخی از روستاها اما این مشکلات به دلیل فرهنگ مردم هنوز وجود دارد و زن خود سرپرست و بدون حامی را یک موجود ضعیف و بی دست و پا تلقی می کنند و در اکثر موارد با گرفتن بچه ها از وی او را دوباره به خانه پدرش می فرستند.
وی گفت: وضعیت این زنان بسیار بدتر از زنانی است که توانسته اند توانایی های خود را اثبات کنند و به زندگی خود و فرزندان در کنار هم مردانه ادامه دهند.
وی ابراز امیدواری کرد که گروه هایی در قالب تشکل های غیر دولتی برای رفع مشکلات زنان سرپرست خانوار تشکیل شود و آنان را بیشتر مورد حمایت قرار دهند و آنان بتوانند با بهره گرفتن از حمایت دولت به زندگی خود ادامه دهند.
یک دانشجو دکترای حقوق نیز گفت: زنان بیش از هر زمان دیگری به قانون و حق و حقوق خود اشرافیت دارند و این پیامد توسعه فناوری، افزایش سطح سواد و آگاهی زنان، استفاده از رسانه های مجازی و ملی و … است.
شهناز اسدی نیاز اظهار کرد: باید دوره های آموزشی توسط جهادگران برای زنان عشایر و روستا نیز برگزار شود تا آنان از این معرکه بازار دانایی و رسیدن به حق و حقوق خود جا نمانند.
وی اضافه کرد: با وجود اینکه قانون سرپرستی و حضانت فرزندان یتیم را به جد پدری آنها مقدم می شمارد اما امروز این مشکل در صورت صلاحیت و توانمندی مادر به مادر واگذار شده است.
وی توضیح داد: جدایی مادر از فرزندی که تازه داغ نبود پدر را باید تحمل کند بسیار دردناک است و پیامدهای بسیار نامناسبی برای مادر و فرزند دارد زیرا این بچه می تواند کمبود محبت و جای خالی پدر را با محبت بی دریغ مادر پر کند در حالی که اگر از حضور مادر هم بی بهره شود با یاس و ناامیدی مواجه خواهد شد.
اسدی نیا گفت: باید در جامعه حمایت های مادی و معنوی از زنان بی سرپرست رواج یابد و همه برای حفظ و تداوم زندگی مادر و فرزند به کمک مادر بیایند و از محبت های انسان دوستانه و معنوی و مادی این خانواده را کمک کنند.
وی اظهار کرد: اکنون با حمایت نهادهای حمایتی نظیر کمیته امداد و بهزیستی بسیاری از زنان سرپرست خانواده به همه ثابت کرده اند که در صورت داشتن حامی می توانند علاوه بر تربیت درست فرزندان و حفظ کانون خانواده در کار آفرینی، اشتغال و معرفی توانمندیهای خود موفق باشند.
وی ابراز امیدواری کرد که زنان با آگاهی از حقوق خود بتوانند آنگونه که شایسته است زندگی بهتری برای خود و فرزندان در جامعه تشکیل دهند.
گزارش: ناهید ابراهیمی