ایلام، راسان خبر_ امروز روز خبرنگار است،۱۷مرداد سال ۱۳۹۵، سالن مجتمع ارشاد  ایلام مملو از خبرنگارانی است که هر کدام به سهم خود در روزهای پرفراز و نشیب وقایع  را به ثبت رسانده اند ،هر لحظه بر تعداد  جمعیت افزوده می شود، بطوری که کم کم  جایی برای نشستن وجود ندارد، امسال مراسم روز خبرنگار […]

ایلام، راسان خبر_ امروز روز خبرنگار است،۱۷مرداد سال ۱۳۹۵، سالن مجتمع ارشاد  ایلام مملو از خبرنگارانی است که هر کدام به سهم خود در روزهای پرفراز و نشیب وقایع  را به ثبت رسانده اند ،هر لحظه بر تعداد  جمعیت افزوده می شود، بطوری که کم کم  جایی برای نشستن وجود ندارد، امسال مراسم روز خبرنگار رنگ و بویی متفاوت تر از سال های گذشته به خود گرفته است،  بر عکس حضور پرشور خبرنگاران، اما سکوت سنگینی بر فضا حکم فرما ست.
انگار که قرار بود خبر عجیبی به جماعت اهل خبر  داده شود، این سنگینی برای خبرنگاران هم عجیب بود.  تا فرصتی پیش می آمد، همه از بد سلیقگی طراحان دکور  و به کار بردن وسایل نا مناسب و یا  تاریخ کاربرد گذشته،  برای آرایش عروسمان۱۷ به کار برده بودند. میگفتند.
در این میان تزیین میز سخنرانان توجه خبرنگاران و حتی مسوولان را هم به خود جلب کرده بود،  جلو میز سخنرانان، تبلیغ و یادواره ا ی برای اسم روزنامه های سراسری شده بود و کنار میز ، انبوهی از  هفته نامه ها با طرز عجیبی روی هم انباشته شده بود که هر کاری می کردند نمی توانستند به جمعیت داد خود را برسانند و بگویند که داریم خفه می شویم ،  تنفس برایمان سخت شده است..
هفته نامه های مظلوم ایلامی با شنیدن صدای قدم هر سخنرانی دلشان خوش می شد که الان کسی آنها را از وضعیت موجود  نجات می دهد اما  خیال باطلی بیش نبود  و همانند همیشه سکوت را بر سروصدا ترجیح دادند و آرام و بی کس در جای خود ماندند،  کسانی  که شاید هیچوقت فریادرسی نداشته و  فقط با وعده های پوچ مسوولان به فراموشی زمان سپرده شوند..
زمان به سرعت پیش میرفت و بی روحی برنامه  در مراسم نمایان می شد، به ظاهر اینبار خبری از تجلیل های دورهمی نبود و پیشکسوتان و زنده یادان خبرنگاری که دستشان از دنیا کوتاه بود،  شاید این تجلیل بعد از فوتشان ،  لحظه ی از بی مهری های مسوولان را جبران نمی کرد، و تنها دلخوشی خانواده های آنان این بود که در این روز یادی از عزیزانشان شود. اما…. 
مراسم کم کم به شامگاه رسید . بعد از سخنرانی ، تجلیل ،موسیقی نوبت به تریبون آزاد برای باز گشودن درد دل های خبر نگاران رسید. اما انگار  درد  دل های خبرنگاران رنگ بوی غریبی به خود گرفته بود. و  بیشتر در پی نشان دادن جایگاه و طرف گرایی خاصی بود و اهداف خاصی را پیش گرفته بودند.. از بی کسی سخن گفتند و بی مهری مسولان به خبرنگار، از می دانم و نگذار بگویم ،از نان رضوی تا راه رفتن در راهروهای دادگاه،  و غیره.. که همه ی این سخنان نشان از بی مهری خود خبرنگار به خودش بود و مسوولان را بهانه کرده بودند که فردی را بنا به عادت همیشگی چه با حق و چه ناحق مورد انتقاد قرار دهند.
مراسم با کش و قوس های فراوان از ساعت ۱۸ عصر تا ۲۲ شب  به طول انجامید که خاتمه این مراسم  با دعای ظهور آقا امام زمان(عج) توسط معاون سیاسی استانداری ایلام همراه شد و  خاطراتی ماند که شاید به مزاج بعضی ها خوش نبود  و یا برعکس…

گزارش از سمیه آذرمهر