راسان خبر ایلام/رایان عزیز خدا میداند که با خبر شهادتت دلم انگار تکه تکه شده و ریزش اشک چشمانم بی اختیار شده اند.
چشمانم را ناباودانه به طرح بال فرشته تو دوخته ام و دل از آن نمی کنم، بی اختیار اشکم سرازیر شده و بند نمی آید، خدا میداند انگار در آغوش من بوده ای و حالا همچو مادری بیقرار جایت را حسابی با دلی غم بار حس می کنم.
چقدر دوست داشتم لحظه انفجار و در صبحدم مخوف امروز پناه دستان زیبایت بودم که آنها را مشت کرده ای اما بدان مشت گره کرده تو هرچند کوچک است، اما آنقدر برای ایران بزرگ است که گویی تمام ایران پشت آن ایستاده و پناهگاه آنها شده است.
نمیدانم در آخرین لحظات زندگی کوتاهت که ۶ماه بیشتر به تو مجال نداد در چه حالی بود؟ در حال شیر خوردن در آغوش امن مادر یا خوابی عمیق با موجی از رویاهایی مختلف که تو با آنها گاهی لبخند و گاهی گریه می کردی، شاید هم خواب هیولایی بزرگ و درنده را می دیدی که دوان دوان به سمت خانه تان می آمد ولی تو خود را سفت در آغوش مادر امن میدیدی…
رایان عزیز خدا میداند که با خبر شهادتت دلم انگار تکه تکه شده و ریزش اشک چشمانم بی اختیار شده اند، با اینکه مدام خبر شهادت هموطنان عزیزم را میشنوم اما انگار تمام مصیبهای جنگ یک طرف و تصویر دستان کوچک و معصوم تو یک طرف…
آخ رایان عزیز، دلم می خواست خبر شهادتت کذب بود تا ما بقی اصحاب رسانه با تمام قوا آنرا نشر می دادیم و با افتخار و خوشحالی تیتر می زدیم : ” رایان ۶ماهه زنده است” ولی افسوس و صد افسوس…
هرچند یقین می دانم اکنون با خواهرت نیلا در کنار دیگر قربانیان شهید جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی و امریکای جنایتکار هستید ولی بدان داغ تو همچون شهید ۶ماهه کربلا با مابقی شهدای عزیز تا زنده هستیم بر قلبها سنگینی می کند.
بی شک خون تو و امثال توست که نفرت از رژیم صهیونیستی و امریکای جنایتکار را در دل ما هر لحظه بیشتر و بیشتر کرده و بدان که مشت گره کرده ایرانیان علیه این دشمنان هیچگاه از دستان هیچ ایرانی باز نخواهد شد.
کد خبر /
- نویسنده : آزاد خرم، خبرنگار





Wednesday, 3 June , 2026