راسان_ ایلام، هر دم خبری ناگوار از  ارابه ای مرگ آفرین  که مهمان پنهانی تک تک مردم ایلام می باشد به گوش می رسد . مهمانی نامبارک که همه ی مردم ایلام ممکن است خدایی ناخواسته روزی میزبان او  شوند. یک روز شنیدیم که چند دانش آموز  بیگناه در حین بازی فوتبال گل کوچک و […]

images

راسان_ ایلام، هر دم خبری ناگوار از  ارابه ای مرگ آفرین  که مهمان پنهانی تک تک مردم ایلام می باشد به گوش می رسد . مهمانی نامبارک که همه ی مردم ایلام ممکن است خدایی ناخواسته روزی میزبان او  شوند.

یک روز شنیدیم که چند دانش آموز  بیگناه در حین بازی فوتبال گل کوچک و با انفجار قطعه آهنی که  بجای سنگ دروازه گذاشته بودند ؛کشته یا زخمی شدند . یک روز دیگر چندین چوپان  و دهها راس گوسفند دچار حادثه شدند. قبل تر هم بمبی در یک پارک کشف شد و پیش تر از آن هم در حین خاک برداری ؛ بمبی  دیگر خنثی گردید و

اما امروز خبر ناگواری بر خروجی خبرگزاری ها  قرار گرفت “در خانه ی یک روستایی اهل شهرستان سیروان در استان ایلام  بمبی با وزن 250کیلو کشف گردید .وای خدای من .اگر 250 کیلو مواد محترقه در یک روستا با خانه های نه چندان مستحکم  منفجر می شد ؛ چه حادثه ی وحشتناکی رخ میداد. چند نفر از اهالی بیگناه  و خسته از کار  کشاورزی روستا کشته می شدند. بی شک رحمت خداوند شامل حال اهالی روستا شده است. همه میدانیم که این مواد منفجره متعلق به دوران 8ساله ی جنگ تحمیلی  عراق علیه ایران است .

خیلی از فرزندان این کشور دوران جنگ  تحمیلی را به یاد ندارند .جنگی که 26سال قبل به پایان رسیده است.نسل زیر 30سال این کشور هیچ خاطره ی ملموسی ؛ به غیر از آنچه در رسانه های سمعی و بصری مطرح میشود ؛ از جنگ با عراق در ذهن ندارند . اما این میهمان ناخوانده ی ایلامیان قصد پایان یافتن و رخت بربستن از این استان محروم  را ندارد.گویا آثار جنگ و بمب ها و مین های بجای مانده  از آن باید هر ساله انتقام سخت و ناگواری از مردم ایلام بستانند.

مردمی که بعنوان  استانی مرز نشین 8 سال مستقیم درگیر جنگ تحمیلی بودند .هر روز بمباران می شدند و عده ای داغدار عزیزانشان به مویه و گریه می پرداختند .خلبانان تازه کار عراقی دوران تمرین خود را با بمباران ایلام سپری میکردند. همه ی  مردم آواره ی کوه و دشت بودند . مردمی که زمستانها میزبان  سرما و برف و تابستانها میزبان گرما  و جانوران سمی و خطرناکی مانند مار و عقرب بودند.هیچکس  نمیتواند درک کند که مردم ایلام در دوران جنگ چه سختی هایی متحمل شده اند .

آن دوران ؛زمان دفاع از کشور بود و کمتر کسی ناراحت میشد؛ اما اکنون لبه ی تیز انتقادات را باید متوجه دولتمردان  پس از پایان جنگ کنیم . چه مسوولین بومی و چه مسوولین کشوری .زیرا  آنچنان که شایسته و لازم بود ؛ به امر پاکسازی مناطق جنگی و بمباران شده از مواد   منفجره و ناریه  توجه  نکردند. باید وجب به وجب خاک ایلام پاکسازی میشد.

باید بودجه ای هم ردیف با سازندگی استان ؛ به امر پاک  سازی مواد منفجره اختصاص می یافت .زیرا این کار بسیار پرخطر  و حادثه ساز است .بسیاری از افراد در جریان پاک سازی این مناطق به درجه ی رفیع شهادت یا جانبازی نایل آمدند.

ایلام که در شعارهای مسوولین وجب به وجب  خاک آن بوی شهادت می داد و یادگار شهیدی گرانقدر بود ؛بایستی پس از جنگ هم مورد توجه قرار می گرفت. اما در این زمینه غفلت شد و خانواده های زیادی دچار حوادث پس از جنگ شدند و فرزندان یا عزیزانشان را از دست دادند.

اما جنبه ی دیگری را هم باید بیان کرد؛

استان ایلام پس از پایان جنگ تحمیلی از دو معضل بزرگ اقتصادی در رنج بود  اول بیکاری بالا و دوم فقر اقتصادی شدید.

جنگ تحمیلی با عراق و هم مرز بودن با این کشور سبب عدم  سرمایه گذاری در  استان شد. نبود کارخانه ها و شرکت های بزرگ ؛ کمبود منابع آبی برای کشاورزی و دیمی بودن اکثر زمین های کشاورزی از دیگر عوامل بیکاری و فقر بود.خیلی از مردم به ناچار و برای تامین مخارج زندگی روزمره به مناطق جنگی رفتند تا آهن الات و سایر مواد باقی مانده از جنگ  تحمیلی را جمع آوری کنند تا شاید روزی با فروش آنها  گره ای  از مشکلات عدیده ی خود را باز کنند ؛ غافل از اینکه ارابه ی مرگ آفرینی را با خود حمل می کنند.

امروزه قسمت مهمی از آن  بقایای مواد جنگی در منازل شخصی نگهداری می شوند تا شاید روزی به فروش برسند. تا دیر نشده و یا حادثه ی ناگواری رخ نداده است باید مسولان استان با تدابیری خاص ؛ فراخوان جمع آوری  بقایای این مواد را در رسانه های استان طرح نمایند و  طی مهلتی مشخص  و ارایه ی تضمین های لازم برای عدم برخورد قضایی با صاحبان آنها ؛ زمینه ی جمع آوری آنها را فراهم آورند تا خدایی ناخواسته شاهد حوادثی مرگبار نباشیم.

مجتبی شیرخانی، روزنامه نگار