راسان خبر ایلام/فضای مجازی لبریز از این حرفاست و همان حرف را اگر یک خبرنگار بزند، می شود جرم…!!!

بیشتر ما به نوعی با علوم انسانی در ارتباط بوده و هستیم،شالوده ی علوم انسانی نظریه ها هستند بویژه نظریه های علوم اجتماعی و علوم سیاسی.

در جامعه ی اسلامی و ایرانی جدید آنطور که باید و شاید نظریه ها جایی ندارند
و ما همچنان حول محور نظریه های اروپاییان؛ افلاطون، مارکس، هابز، وبر، گیدنز، و … در تکاپو هستیم و همچنان عده ای معتقدند دموکراسی غربی برای دیکتاتوری شرقی اضافی است و گروهی هم اعتقاد دارند دموکراسی غربی اگر برای سایر مناطق جهان آب نداشته برای خودشان که نان داشته!!!

شاید علت اینکه نظریه ها در مشرق زمین و سرزمین ما بویژه در عصر جدید رشد نداشته اند، این بوده که، ما بلد نیستیم با هم حرف بزنیمو در واقع در مباحثه دنبال حاکم و محکومیم تا گفتگو برای روشنگری.

اما بر گردیم به رسانه ها در ایران؛ در روزگاری که همگان بر این باورند که قدرت در مشت رسان هاست. من از دریچه ای دیگر که نگاه می کنم می بینم رسانه بسیار مظلوم است، چون دلمان خوش است حرف می زنیم، حرفی که خیلی از افراد عادی و غیر رسانه ای هم می زنند و هیچ بار حقوقی برای آنها ندارد.

فضای مجازی لبریز از این حرفاست و همان حرف را اگر یک خبرنگار بزند، می شود جرم…!!! خبرنگاران و روزنامه نگاران هر طوری حرف بزنند برای عده ای خوشایند است و برای عده ای دیگرناخوشایند، پس بنابراین باید منتظر هزینه ی آن باشند.

تاریخ گواهی بر این مدعاست که قدرت علاوه بر مردم، همواره در دست نظامیان، سیاسیون و قضات بوده و هست، با اندکی بالا و پایین و گاهی هم این قدرت با ثروت تلاقی پیدا می کند.

در میانه‌ی این تلاقی، رسانه ها،گاهی ملزم به آن می شوند که آنچه صاحبان قدرت می گویند و می خواهند، را بگویند، در غیر اینصورت در قبض و بسط و چرخ دنده های این چرخه ی پر قدرت له می شوند. صاحبان قدرت آنجایی که از اقتدارشان( زور) بصورت قهری استفاده نکنند. مبدع واژه‌ هایی همچون زرد نویس و باج نیوز و … می شوند که به دلیل قدرت بالا خیلی آسان حتی توسط خود رسانه ها نهادینه می شود و بر سر خبرنگاران و روزنامه نگاران آوار.

پس رسانه ها گاهی نه صاحب قدرتند نه ثروت و تنها دلشان خوش است که حرف می زنند، همچنان که همه حرف می زنند.  اما با این تفاوت این بخت برگشته ها هزینه حرف زدن را می پردازند، چون شناسنامه دارند!!

روزنامه‌نگاران و خبرنگاران، گاه ملزم به بازتابِ آنچه صاحبان قدرت می‌خواهند، هستند؛ و گاه چنان در برابرِ طوفانِ قدرت، بی‌رمق و بی‌جان‌اند که توانِ نه گفتن را ندارند. در بسیاری از لحظات، صدایِ قدرت بلند می‌شود که می‌گوید: “هیس! تنها آنچه ما می‌خواهیم، بگویید، حتی نه آنچه ما می گوییم!!! چون قرار نیست گاهی آنچکه می گوییم؛ شما منتشر کنیم، بلکه سانسور کنید و آن قسمت هایی که خودمان صلاح می دانیم، منتشر کنید!!

به نظر حقیر، زمانِ آن رسیده است که واژه‌های حساب و کتاب کمی خودنمایی کنند و باید شرایطی فراهم شود که خبرنگاران، نه آنچه خواسته شده، بلکه آنچه درست است، را بگویند.وقت آن است که طرحی نو دراندازیم؛ طرحی که در آن حقوقِ مادی و معنویِ رسانه‌ها و خبرنگاران، نه به عنوان یک بخشش، بلکه به عنوان یک ضرورتِ انسانی و قانونی، محقق گردد.

۱۷ مرداد، روزِ یادآوریِ این حق است، و گذر از تکریم های ظاهری.در مجموع و نه تنها در حوزه رسانه در کل جامعه و بصورت عام؛ ما زیاد حرف می زنیم!!! زیاد سخنرانی می کنیم!!! برنامه ریزی هایمان، بخشنامه‌ هایمان، دستورالعمل هایمان زیاد طول می کشند و زمان می برند و گاهی عملیاتی نمی شوند!!!
مثل سخنرانی های فردا در ۱۷ مرداد روز خبرنگار!!!

کد خبر /۱۱۵۹۸۸

  • نویسنده : علیرضا معراجی، روزنامه نگار