راسان خبر ایلام/ حفظ و بازخوانی سنتهای دیرین، از جمله شیوههای ساخت تجهیزات کوچ و ساماندهی منازل موقت در میان مردمان پشتکوه، نمادی از همکاری، تعاون و دانش بومی در دهههای گذشته است؛ زندگیای که با استفاده از پشم بزغاله و مواد طبیعی، سازمانی دقیق برای بقا در طبیعت ایجاد میکرد.
سبک زندگی مردم پشتکوه در دهه ۱۳۴۵ شمسی، با وجود سختیهای طبیعت، بر پایه همکاری نزدیک میان زنان و مردان و استفاده هوشمندانه از منابع طبیعی استوار بود. در آن دوران، آغاز زندگی هر زوج جوان با تلاش جمعی و بهرهگیری از دانش اصیل محلی همراه بود.
در فرآیند تولید ابزار، زنان با مهارتی بالا، پشم بزغاله را در دیگهای آب گرم ریخته و با استفاده از ابزاری موسوم به «پتگشکن»، آن را کاملاً همگونی میکردند. پس از مرحله خشک شدن، پشمها با استفاده از چوبهایی به نام «سی» و «تشی» به نخ یا همان «بن» تبدیل میشدند. این نخها سپس با وسیلهای به نام «بنوایر»، به شکل گلولههای بزرگ در میآمدند تا آماده ساخت دوار شوند.
ساخت «دوار» و «سرکوچیل» (به طول ۱۵ متر و عرض ۳۰ سانتیمتر)، از پیچیدهترین و هنرمندانهترین بخشهای این فرآیند بود. در این مرحله، مردان با استفاده از چوبهای مخصوصی مانند «شکره» و «چاکل»، ساختار اصلی را مهار میکردند. همچنین برای حفظ پایداری این سازهها در برابر باد و باران، از چوبهای شاخدار و روشهای مهندسی بومی مانند استفاده از «حرکه» در عمق زمین بهره میبردند.
علاوه بر سازههای چوبی، حفاظت از فضای داخلی دوار از طریق بافت «چیت» یا «ترکه» انجام میشد. زنان با استفاده از نیهای سالم و نخهای رنگی، حصیرهای محکمی (پیوکه) میبافتند که با استفاده از چوبهای «تیلا» و «سینگ»، از ورود رطوبت و گرما جلوگیری میکرد. این هنر دست، علاوه بر کاربرد حفاظتی، نقش زیباییشناختی نیز در فضای زندگی داشت.
در بخش تجهیزات آشپزی و زندگی روزمره نیز، استفاده از ظروف فلزی مانند «جقله» (از جنس مس و روی)، «دوری»، «مشمه» و «ساج» در کنار استفاده از پوست حیوانات برای ساخت «کریان» و «طوفدان»، نشاندهنده سازگاری کامل انسان با محیط زیست در آن دوره است.
این سبک زندگی ساده اما منظم، که در آن هر ابزار از پشم، چوب و پوست حیوانات با دقت ساخته میشد، نمونهای بارز از مدیریت منابع و همبستگی اجتماعی در میان ایلنشینان پشتکوه در دهههای گذشته است.
همبستگی اجتماعی و دانش بومی؛ بازخوانی سنتهای کشاورزی و کوچنشینی در پشتکوه
نظام اجتماعی و کشاورزی در مناطق پشتکوه، بر پایه اصل «تعاون» و دانش اصیل بومی بنا شده است؛ سنتی که در آن از شخمزدن زمین تا فرآیند کوچ و برداشت محصولات، همیاری جمعی و استفاده از ابزارهای ساختهشده از مواد طبیعی، رکن اصلی بقای این جوامع بوده است.
سبک زندگی و معاشرت اجتماعی در مناطق پشتکوه، همواره با اصل «دستمزد و تعاون» گره خورده است. در فرآیند کشاورزی، اگرچه هر خانوار بر اساس امکانات خود عمل میکرد، اما در مواقع نیاز، جوامع محلی با روحیهای جمعی به کمک یکدیگر میپرداختند تا مشکلات تولید و آمادهسازی زمین حل شود.
در مرحله آمادهسازی زمین، از ابزارهایی نظیر «جل» و «کوهان» و «شیله» برای تجهیز حیوانات استفاده میشد. پس از مرحله قوارهبندی زمین که به زبان محلی «بانه ور» یا «هیل ما» شناخته میشود، فرآیند کاشت غلات (گندم، جو و خلات) آغاز میگشت. در این مرحله، محصولات با ظرفهایی موسوم به «هور» یا «حمانه» جابهجا میشدند.
تکنولوژی سنتی در برداشت و فرآوری
در زمان برداشت یا همان «دروو»، ابزارهای تخصصی نظیر «ویژنگ» (داس)، «سرن» و «سیدن» توسط خانوادهها و گروههای جمعی آماده میشد. فرآیند کوبیدن غلات نیز با بهرهگیری از حیواناتی چون قاطر و اسب و با استفاده از طنابی به نام «رسن» (ساخته شده از مو یا پشم حیوانات) انجام میگرفت. برای جلوگیری از فرسایش خاک، از «سرکشگ» برای لبههای چیت استفاده میشد.
پس از جداسازی دانهها با استفاده از ابزارهای «شن» و «سیدن» و به کمک جریان بادهای شمالی، گندم خالص از کاه جدا میگشت. کاه نیز برای خوراک دام در چالههای مخصوصی به نام «مر» ذخیره میشد. مدیریت ذخایر نیز بسیار دقیق بود؛ به طوری که بخشی از محصول برای مصرف فوری و بخشی برای سال آینده در مکانهای خنک و مجهز به «تلکه» ذخیره میگشت.
نقش زنان و مردان در ساخت تجهیزات زندگی
در ساخت تجهیزات خانگی، تقسیم کار میان مردان و زنان بسیار دقیق بود. زنان مسئولیت ساخت «دوار»، «هور»، «چیت»، «قالی»، «نالی» و «خورج» را بر عهده داشتند و در تهیه لوازم پختوپز مانند «خوانچه»، «خوانگ»، «سالج» و «طاوه» نقش کلیدی ایفا میکردند. از سوی دیگر، مردان در ساخت اسباب سیاهچادر و مهار کردن آن با «میخ» و «تیلا» همکاری میکردند تا هیچ خانواری در فرآیند دشوار کوچ تنها نماند.
آداب کوچ و مهماننوازی
در دوران کوچ، نظام «کلمه» یا کوچ نوبتی اجرا میشد تا حیوانات دچار خستگی مفرط نشوند. با رسیدن به مناطق زمستاننشین، استقبال و مهماننوازی از تازهواردان، بخشی از سنتهای محلی بود. در این دوران، از گوشت حیواناتی که طی ماههای گذشته پرورش یافته بودند (مانند بنی)، برای پذیرایی از مهمانان استفاده میشد تا پیوند نان و نمک میان اقوام مستحکمتر شود.
چرخه تولید لبنیات و دامداری
چرخه تولید در این مناطق با رعایت زمانبندیهای طبیعی مرتبط بود. پس از برگزاری مراسم «پنجه» در فروردین ماه، آغاز برداشت لبنیات از شیر و ماست در ماههای بعدی صورت میگرفت. محصولات لبنی مانند کره و روغن نیز در ظروف مخصوصی نظیر «کریان» و «هیزه» (ساخته شده از پوست حیوانات) نگهداری میشدند. این چرخه با فرآیند «برینه» یا تراشیدن موی گوسفندان در اواخر تابستان تکمیل میگشت تا چرخه تولید برای سال جدید آغاز شود.
کد خبر /۱۱۷۹۷۴
- نویسنده : حجت اله جلالیان، نویسنده





حجت الله جلالیان
تاریخ : ۹ - آبان - ۱۴۰۵
تپه گل وهار در زمینهای خانواده های خدایاری در پل شاو قرار دارد. در زمان جنگ امان الله خان فرزند غلامرضا خان که قصد داشت حکومت را از پدرش بگیرد، پدرش او را رد میکند و مادر امان الله خان( والیه خانم اهل ترهان) با سیصد سواره به جنگ پدرش رفته و او را شکست میدهد و پدرش به چگا وزمه و دره سلیمان پناه میبرد و امروزه آثار سنگرهای آن زمان برجای مانده است وپدرش شکست را میپذیرد و قوای امان الله خان در تپه گل وهار با پنج سیاچادر در محلی به نام حیرگه(سیخوره) روبرو میشود و از ترس کمین قوای پدرش در آن سیاه چادرها، مجددا به محلی به نام چگاجنگه برگشته و اموال پدرش را غارت میکند وبه ترهان میبرد و پدرش که شکست را پذیرفته بود به ساکنان آن سیاچادرها امیدوار میشود و از تبار آنها میپرسد که ایشان از مردم پنجستون هستند. برادران قیطاس، خدایار،سوخته، سبزه کلوالی واله کرم پور اسمایل که فرزندان رجبعلی و از نوادگان قوچعلی و از ایل ریزوند پایین آب میباشند.در همان زمان مردمان ایل پنجستون از تفنگداران غلامرضا خان بودند. پدر امان الله خان مجددا با چندین سواره از مردمان پنجستون و سایر ایلات تجدید قوا کرده و برای نبرد مجدد و بازپس گرفتن اموال غارت شده به لکستان میرود.آمار تقریبی نیروها به شرح زیر بود:
شانزده نفر از بانقلان، هفده نفر از هفت چشمه، هشت نفر از چماب، پونزده نفر از چالسرا، سیزده نفر از مهدی آباد، پنج نفر از گمار، چهار نفر از کلگ تعدادی نیز از اهالی صالح آباد و بانروشان و سرنی
و با همین نیروها به لکستان رفته و بدون درگیری و خونریزی با وساطت بزرگان آن منطقه جنگ به نفع ایشان پایان می یابد.حکومت ایشان تا زمان به قدرت رسیدن رضاخان میرپنج ادامه دارد و بعد از به قدرت رسیدن رضاخان، غلامرضا خان به عراق فرار کرده و در
همانجا فوت کرده و در نجف اشرف به خاک سپرده شده است.
حجت الله جلالیان
حجت الله جلالیان
تاریخ : ۹ - آبان - ۱۴۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم
طبابت محلی وموثر و نشاندار و درمانهای معجزه آسای دوران قدیم :
۱ شکستنیهای سخت به وسیله بیطالان بااستعداد و پنجه طلایی ابتدا
مریض را نیم نشست وروبه بیطال میکردن ویک نفر از پشت مریض را محکم وبا یک چفیه به کمر طرفین ثابت میکردن و بیطال با ملایمت و لطافت محل آسیب دیده را ماساژ و استخوانها را جفت گیری و قسمت شکسته را به جای قدیم خود هدایت میکردند
وچندانه زرده تخم مرغ باگیاه/ قورچنک/ و یک بسته خفیف از /موی بزغاله/ یک ساله با گیاه خشک شده /هژدانگ/گیاهی است در مناطق گرمسیر می روید وبا شیر مادیان خمیر میکردند به روی قسمت شکسته می مالیدن وچیدن چند/ ترکه/ /نی/ یا/ ترکه/ چوب /گز/ سیقل شده ۱۵در ۱۵ بصورت چیت آماده وبا نخ (پنبه سانتین/ آن را مهار میکردند تا چند هفته علامت پیوند گرفتن استخوانها این بود قسمت شکسته ورم میکرد
و اما شکستنیهای جزیی مثل جابجا شدن مفصلها یا انگشت یا آرنج یا کتف یا زانو یا گردن یا دندها
ابتدا یک حفره تو خالی به فاصله ۱۰سانت مثل چاله برای پاها ومثل دو تا چوب با فاصله برای گردن و دوتا انگشت برای انگشتها با کشیدن محله آسیب دیده فورآ با مالیدن ضبط قیر و با /ترکه / نیم شده نی آن را مهار کرده
به وسیله یک پارچه آن را می بندیدن تا سرما زده نباشد به مدت دو هفته با همان علامت بالا نشانه خوب شدن قسمت آسیب دیده بود
برای درمان دل درد با درست کردن غذاهای مثل قیماغ یا دم کردن مقداری گیاه/ گل هیرو/ یا/ کله زبانه /ویا /ازبوه/ با آب جوشیده سرد شده یا شیر و نمک با مقداری /گل برنداس/ به بیمار داده میشد و بعد از دو روز آثاری از مریضی نبود
برای درمان چشم درد ابتدا مقداری آب نیم گرم /تشنه داری/ در یک لیوان یا ظرف مخصوصی چشم اسیب دیده را تا عمق فرو میبردند برای پاک کردن عفونت داخل چشم وبعد دود کردن چوب درخت /قلی/ که در مناطق گرمسیر می روید و یا دود کردن عنبر نسا /کره خر/ یک ساله با تلفظ کردی /مارزای خر هولی/ آن را استریل میکردن یا به زبان محلی/ قانگ/میدادن یا آب دهن آدم سیگاری به آن می پاشیدند تا میکروب آن از بین بردند بعد با مالیدن ماست دوشبه
یعنی ماست /ترش/ تا حرارت گرمای عفونت خنک کند این روال تا سه مرتبه تکرار میشد آثار آن را از بین میبرد
برای درد گوش با همین روال به اضافه دوشیدن شیر پستان زنانی که دختر شیر میدادن یا شستن گوش با آب ریشه /بوته/ واوه شینگ/ که در زمینهای کم آفتاب سبز میشود سوزاندن ودود کردند/جا جگ/سقز/برای درد دندان ابتدا با کشیدن سیگار با توتون برگ /قرجیلگ /بعد شستن دهان با آب آن یا آب درخت /کرف /سبز یا چند دانه /میخک/ اگر چنانچه ادامه داشته باشد با داغ کردن /درفش/ یا /گنوژ/، خم کردن آن بصورت ۱۸۰درجه داخل اعصاب دندان را می سوزاندند
تا ساکت شدن درد آنبرای درد/ سر /یا همان /سردرد/ یا/ کله مقاو/ ابتدا با بستن چفیه
برای جلوگیری از سرما یا فشار خون زیاد به مغز دومآ چند بوته/ تنشه داری/ در یک ظرف جوشانده و بتوی بر سر مریض کشاندن و سر و دماغ مریض را با بخار آن نرم میشد تا ویروسها وعفونت خشک شده آن نرم وروان شود واز حفره بینی بیرون شود یا دود کردن /جاجگ/برای استریل ومحو کردن ویروسهای عفونت زا/ و یک چای ترش یا کمی/ لیمو دوزی/ برای پائین آوردن فشار خون به او میدادن مریض را به حالت عادی بر میگشت
برای درد سینه ابتدا با پختن /پرشگه/یک خوراکی محلی با آرد خمیر ریزه ریزه شده و مقداری بوته /ترگه/ کوهی خشک شده ویک لیوان فلفل سیاه به مریض میداند وبعد با شیر نیم گرم و. آب شلغم قاطی میکردن ومقداری /نمک توریزه/ برای خشک کردن عفونت در چند روز متواری تا بهبودی کاملبرای درد پستان ابتدا ب با مکیدن پستان به وسیله زنان با مهارت یا کودک کوچک بعد پستان را با پوست تازه گوسفند یا هیزه چند ساله پیچیده و//برگه بلیک /ریزه ریزه میکردند و در داخل/ گده/ یا /سیر آبی/ تازه سر بریده میگذاشتن پستان را تا چند ساعت در درجه گرما سلولهای داخل پستان نرم وعفونت روان گردد
تا چند روز این روند ادامه داشت و بعد آن هیچ آثاری پیدا نمیشد برای درد/ ناف /یا ناوک/ ابتدا به وسیله بیطال محلی مریضی را تشخیص میدادند و با دراز کشیدن مریض بصورت نیم زانو با شکم خالی محله آسیب دیده را تشخیص وبا نوک انگشتان آن رنگ ریشه ناف را در جای خود مهار کرده و یک اشیائ دایره. شکل آن مثل زیر /استکان /یا سرگه سی/یک چوب کوچک دایره ای با قطر سه سانت بود ناف را مهار میکرد و پارچه به نام شال کمر آن را می بستن تا چند روز اگر مریضی دوباره/ عود/ میکرد یعنی تکرار میشد
باید/خون تاب/ میشد یعنی اطراف دایره ناف با خمیر دیوار میکردند ویک گوسفند سر میبریدند، خون گوسفند در داخل حصاره خمیر حلقه میزد تا خون گرم رنگ خشک شده ناف نرم و قابل انعطاف کند آنوقت بیطال رنگ خشک شده به راحتی مهار میکرد
و میبستبرای درد نشیمنگاه یا همان خروجی مقعد یا روده بزرگ ابتدا برای تشخیص مریضی یک سنگ داغ میکردند ومریض را در روی آن مینشست تا مدت دو ساعت اگر درد ساکت شد مریضی داخلی روده یا شکم است برای شناختن انگل روده مدفوع مریض را بازدید میکرد با رنگ وبوی آن میدانست /انگل/ است یا/ کیست/ است برای درمان انگل مقداری فلفل با مقداری آب نمک قاطی میکرد وبدون صبحانه به مریض میداد بعد از دو ساعت انگلها را نابود میشند یا اگر/کیست بود/با آب نمک به مریض چند بار میدادم تا روده میکروب کشته شود بعد با آب /تشنه داری/ یا آب /عدس /یا /نژی/ برای استریل شدن داخل روده با چند بار تکرار میکردند و بعد مقداری جاجگ با شیر حل میکردند به مریض میدادند تا بهبود کامل به دست می آورد در چند باربرای درمان مفصل یا زانو یا لگن درد ابتدا مریض مدتی استراحت میکرد اگر خوب شد خیلی عالی اگر بهبود پیدا نکرد با پوست/ هیزه/ یا تملیه خرما یا نیمه نمک با برگ درخت /مورت /وبا ریشه / بلیک/ وبانمک /توریزه /و /روغن/ حیوانی قاطی میکردن وبر دردهای فوق می نهادند در چند نوبت متوالی تا کاملآ خوب میشد
برای در درد عفونتهای مثل دمل یا زخمهای عفونت کرده
ابتدا زخم مورد نظر با آب و/ نمک/ و. آب/ تشنه داری/ وکاملا شستشو میدادن بعد با یک نعل آهنی آن را داغ میکردند تا ورودی زخم از ترشحات وگردگیری عفونتزا کاملآ استریل شود و بعد با /جاجگ/ یکساله یعنی /سقز/ نو می مالیدن و سپس آن را حرارت میدادن تا زخم وجاجگ قاطی شوند تا مدت دو روز دوباره هم همینطور تکرارش میکردن تا زغم /ساریز /شود یعنی بهبودی پیدا کند اطراف زغم را باز میکردند تا خشک شود و پوست جدید پیدا کنددر زمانهای گذشته،اینها دست رنج مردمانی بودند که برای سلامتی مردمان آن دیار تلاش میکردند بدون هیچ دستمزدی .
مطالب فوق توسط حجت الله جلالیان جمع آوری شده در مورخه
۱۳۷۹/۵/۲۳ شمسی
حجت الله جلالیان
تاریخ : ۹ - آبان - ۱۴۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ بدان که گنجینه اصالت است
آثار باستانی قلعه چگا ترکاشان در استان ایلام ودر دل ایل بزرگ پنجستون استان جای دارد.
تپه تاریخی ترکاشان متعلق به آثارهای باستانی منطقه غرب از عصر حجر ، عصر ساسانیان ودوران اسلامی میانه است.معمولا تپه ترکاشان از جمله آثاری است که در خدمت تمدن و بقا زندگی تجملاتی و اشرافی استان ایلام و ایل پنجستون بوده و ثابت میکند این آثار بزرگ که در زیر نظر میراث فرهنگی استان میباشد از نظر موقعیت فیزیکی دژ محکم و مطمئن و محل اقامتگاه پادشاهان زمان بوده که چهار گوشه آن به شرح زیر اسکان یافته از غرب به کوه بلند بالا و استوار/ سیا کوه /و از شرق به کوه آسمان خراش /کرمرو/ یا اماراو/ از شمال به نماد ایلام ونشاط خوش خط خال زاگرس/ قلعه قیروانشاه/ و از جنوب به کوه عزیز /براسمان /یا کیلس/
ودر حریم ومشرف به رودخانه/ گریوسان/ ومیناصر/در کنار چشمه زیبا /کنگردول/وچشمه ماهی/قرار گرفته واطرف این گنجینه طوری طراحی گردیده که دور از گزند و تهاجم دشمنان ویاغیان زمان بوده در سایسار /چگاه اطراف سیقل وزنه/قرارگرفته و در حال حاضر
ممنوع از عبورو تردد افراد
از مجاور آن میباشد.
پژوهش و گردآوری توسط حجت الله جلالیان از ایلام ایل پنجستون میباشد
حجت الله جلالیان
تاریخ : ۹ - آبان - ۱۴۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم
قلعه توت
با توجه به اطلاعات موجود درباره تپه قلعه توت در نزدیکی روستای بانقلان ایلام، در موقعیتی فوقالعاده استراتژیکی و حساب شده قرار دارد و چهار جانبه آن بدون مانع برای مزاحمت دیدبانی وتا عمق تقریبآ دو کیلومتر حتی بعضی زاویه آن بالاتر از این کاملآ قابل رویت بنا گردیده و حدودات اربعه آن بدین شرح است از شمال به رودخانه و چشمهای خروشان /بیلور/ وچشمه /بیمار / از جنوب به رودخانه قلالان و چشمهای/ قلقل///ونامباغ / از غرب به مجاور /تپه تاریخی ترکشان/ و از شرق به مجاور /تنگه تاریخی قوچعلی/و کوهای گچان/ ومانشت// قرار گرفته و باید گفت که قدمت دقیق و قطعی این بنا در منابع عمومی به طور یکپارچه ذکر نشده است، اما نکات زیر در مورد دوره زمانی آن قابل توجه است:///
دوره احتمالی بر اساس گزارشهای موجود، این قلعه /یا دژ/ مربوطه به گذشتههای دور و احتمالاً دورههای اسلامی میانی است.//
کاربری تاریخی این بنا در گذشته احتمالاً نقش یک پناهگاه و یک مرکز محلی کوچک را برای ساکنان منطقه ایفا میکرده /// .وبه دلیل مرغوبیت خاک فاصله نزدیکی /چشمه آب بیمار// بودن آنرا به تولید. سفال.وظرفهای مورد نیاز زندگی سفال آن دوران سوق داده شده
وضعیت فعلی امروزه بیشتر بنا تخریب شده و سنگها و آثارهای نوشته آن توسط صاحبان زمینهای اطرافش برای پایه پرچین یا لایروبی برای مانع بودن شغم و کشت کار به اطراف پرت شده در طول زمانهای گذشته و تنها بقایایی از سنگها و سفالهای قدیمی از آن باقی مانده که نشاندهنده
برای پاسخ دقیق به این سوال/ ابتدا باید تعریف کنیم که منظور از// دوره اسلامی میانی// دقیقاً چه بازهای است، زیرا در تاریخنگاری، این اصطلاح میتواند با تفاوتهای انداختهای تعریف شود.
با این حال در اکثر منابع تاریخی دوره اسلامی میانی // را از قرن چهارم هجری //مطابق با قرن ۱۰ میلادی// تا پایان دوره سلجوقیان یا اتابکان /تقریباً اواسط قرن هفتم هجری/ در نظر میگیرند.حدودآ احداث این بنا به۱۱قرن میرسد و در کل دوره شکوفاهی اسلامی میانی بین /۸/یا /۱۰/قرن بوده این قلعه در حال حاضر در محوطه به اسم /سر اسیاب و/ رجوان/ و/چال بزرگ/ و میباشد که اطراف این قلعه یک حصار زیبا از کشاورزی و شالیزار و باغات خوش منظره تشکیل دادند که در ۹ادیبهشت ۱۳۸۲به شماره ثبت۴۸۴۰ توسط میراث فرهنگی استان ایلام به یک آثار تاریخی رقم خورده که نشان از فرهنگ و تاریخ تمدن مردمان اصیل ونجیب ایل پنجستون میباشد
واین /دژ /هم اکنون مردمان این دیار به عنوان تاریخ زندگی بزرگان از او یاد میکنند
مطالب فوق توسط حجت الله جلالیان در سنه ۱۳۸۳ شمسی جمع آوری گردیده است.
حجت الله جلالیان
تاریخ : ۹ - آبان - ۱۴۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم
وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لَا یَبسم اللهعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ ۚ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَهٍ إِلَّا یَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّهٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ
امروز بعد از یکصد سال خورشیدی این ایامات برابر و تنظیم میشوند
ثانیه ۵ ✍️دقیقه۵✍️ساعت ۵✍️روز۵✍️ماه۵✍️ سال۱۴۰۵✍️ بر تمام مردمان اصیل و یادگاران اقوام بهترین مخلوقات الهی ایران زمین وبر مردم غیور ومرز نشین ایلام همیشه سر بلند
وبر مردمان عزیز و دقیق وبا نظم و انضباط و نجیب ایل پنجستون
مبارک ومیمون باد واین اوقات منظم الهی که هر قرنی یکبار بر صفحه روزگار مصادف می شود بر مردمان عزیزمان که از یادگاران اقوام اصیل واز بهترین مخلوقات انیس ومحبوب الهی هستند میمنت باد واز خداوند منان خواستاریم که طول عمر با عزت و پر برکت به این عزیزان بدهد که دوبار این روز را در صفحات روزگار قرائت نمایند انشالله. نویسنده حجت الله جلالیان تاریخ تولد۲//۱۲(// ۱۳۴۱
از ایل پنجستون طایفه بانقلان تیره سوخته
تقدیم نوادگان مان تا ابد
حجت الله جلالیان
تاریخ : ۹ - آبان - ۱۴۰۵
.بسم الله الرحمن الرحیم
☘️☘️☘️
خداوند از صداهای ذکر شده زیر خیلی خوشحال بوده و هست☘️
۱ صدای دیک زنانی که نخ برای پوشاندن خویش درست میکنند
۲صدای تیشه. مردمی که وسایل زندگی را. می سازند و برای.ادامه حیات تلاش میکند
۳صدای انسانی که در دل شب. و در تاریکی شب. پنهان از دید. مردم. با خدای خود راز نیاز میکند
۴صدای. لاولاوه مادری که فرزندش را آرام میکند وفرمان الهی را. اجابت میکند
۵صدای. بوسه. فرزندی. که بر. دست. پدر. ومادرش بوسه میزند
️سلام️برآنان️
اشاره به زندگی ساده وموفق مردمان قبل از ده ۴۰ در زمانی که نه چندان دور مردمان عزیز وسخت کوش و تلاشگر. خودمان.با وسایل دست رنج خود. ومفید وموثر با کار بردی قشنگ
زندگی را به درستی جولان دادن و .در داد وستد پیشرو ورسومات
کاملا شرعی و ایاب وذهاب قومیت وعیادت وسرکشی از اقوام و بیماران خویشاوند و مهربانی و مهمان نوازی ودر صدر اعلا بودن// و برای درست کردن وسایل زندگی با اسبابهای نشاندار و استاندارد مثل ☘️دار وجفت برای شخم وکشاورزی تشکیل شده از چند قطعه چوب ۱تیره۲ پیامشته ۳کره ۴شمشیره۵ دست القرت۶ پیم رابطه کره وتیره۷٫ میله محار دست القرت وتیره۸شیله وبا
نپشت۹ دوطناب از جنس گش تولید دست رنج خود آن مردم عزیز برای کنترل حیوانات به سمت طرفین ۱۰ویک تکه آهن به اسم گاوه سن۱۱
درست کردن آسیاب آبی برای آرد کردن گندم و جو وحبوبات آن زمان در چند قطعه مختلف به نامهای
۱مزیان۲سره اسیاب۳زیره اسیاب۴تنور اسیاب۵چقچقه اسیاب۶ناودان مزیان برای فشار آب تند۷ناودان چوبی برای تنظیم ریختن گندم بالای سره اسیاب۸بلسکه وسیله رابطه چقچقه ومزیان۹ واز دو ساختمان بصورت دوبلکس به نامهای زیر دوزقان وبان
دوزقان از سنگ گچ و آهک ساخته شده بود۱۰ مواد اولیه برای محار کردن وسیقل کردن جایگاه گندم و آرد از جنس ساروج که با موی بزغاله۱ساله وزرده تخم مرغ و اهک و اب شور تشکیل شده درست کردن انواع پوستهای دباغی شده با بهترین سلیقه ۱کنه۲همانه۳هیزه۴کریان۵ مشکه۶توفدان۷مشکولگ۸ سریم ۹ وقت پاره شدن از جنس خود وسایل فوق درست شده ترمیم میکردن
وسایل صنایع دستی ۱سرن۲ویژنگ۲قندان ۳خوانگ۴هله کت۵خوانچه۶سنگ برای بهم دادن چیت و دوار۷ چاکل۸ ۵میکوت۶چالگ۷تیلاکت۸ سی/ یا /تشی۹کرکیت۱۰شن۱۱ /وسایل ساخت دوار /یا سیاه چادر۱سره۲بنه۳کوماچ۴تیلا۵میخ۶شکره۷چل وسیون۸ چهار عدد دستک ۹دو عدد سرتیل ۱۰هشت عدد هبلنگ۱۱ وسائل برای نگهداری اسباب
خانه۱هور۲دروبان۲گونی۳ خوایان۴خورج۵تلیس۵هگوه۶کمچان۷قران دان۸اسپندان۹ جقله۱۰جام ۱۱هفت تاوه ۱۲کفیر۱۳مشمه۱۴دوری۱۵ کمچگ۱۶ساج۱۷ خاکناز۱۸
اسبابهای تکمیل مال دوار۱شش تخته دوار ۲۰متری۲ دو عدد سرکوچیل۳هشت عدد چیت۴دوازده عدد دستک ۵دو عدد سرتیل۶ رسن از مو بزغاله.وریسیدن آن با ابزار محلی به اسم سی یا تشی ۷طناب از جنس گش هم کاشتنی بود دست رنج خود مردم۸ وسایل استراحت وشب خواب۱نمد۲جاجیم یا موج۳بالشتی از جنس پارجه قلمکار سفید وداخل آن پر مرغ۴ یان۵ نالی۶ لوان از جنس پویزل۷حصیراز جنس پیوکه نی۸ لباس مردان ۱کلاش از جنس پنبه سانتین۲گیوه از جنس پوست حیوانات وپارچه کوبیده۳ستره۴شال از جنس قلمکار۵کلاه از جنس نمد۶شوال چادری یا قلمکار ۷فرجی از جنس نمد۸کرک از جنس نمد۹ لباس زنان آن وقت۱ کرواس یا پیراهن از جنس ماوت یا مخمل یا کتان. ساخت کشور یمن۲کمرچین از مخمل واخراج یک نوع جنس تعزینی بود درست شده ۳سخمه۴خفتان از نخ دست بافت که آستین آن تا شانه بالا میرفت ۵کلاه از جنس رخته ومچیل۶ پاپوش از جنس مخمل/ و ماوت۷هبر/ از جنس مخمل/ و ملیوله/ ساخت کشور یمن۸گلونی۹کلنجه۱۰ کلاش/ وگیوه/ با بن یا نخ ریز بافت ونازک سانتین پنبه وزیر ساخت آن از جنس شال پلاستیک فرشرده ۱۱پیوشی/ یک پوشیدنی گلنگدار بود مشابه روسری ۱۲کت/ یک پوشیدنی اجلافی بود در مراسمات با سروین می پوشیدن۱۳ وتعزینات اجلافی آن زمان۱گوه۲پاحلله۳پاوینگ ۴دسینه۵لیوتوانه۶ چچگانه از جنس نقره ورخته۷ گلکیف از عطرات گل باغی وبو مادران ومیره نخه ومیخک وبا پارچه مخمل پیچیده در مراسمات
اجلافی پوشیده شد ۸ این مردمان سخت کوش و مهربان همیشه در کوچ وبار بودن وسایل حمل و نقل آن زمان ۱قاطر۲اسب۳مادیان۴گاو۵ خر ۶ مکان آنها ییلاق و قشلاق بود زمان توقف آنها در مکان ییلاق هفت ماه مطواری بود وزمان قشلاق پنج ماه تقریبی۷ بود اینها کمترین وسایلی است که به دست مبارک وتوانای زنان و مردان دوران قدیم ساخته شده و زندگی صاف وصادق خودرا تکمیل میکردن وشکر الهی را شب وروز زمزمه میکردند ونذر ونیاز مستمر از اموال خود به فقیران وقف میکردند وهیچ وقت شکایتی از زندگی نداشتند یادشان بخیر وروحشان شادباد تکمیل کننده ونویسنده حقیرحجت اله جلالیان